X    بستن

مرکز تماس: ۰۲۸۳۲۵۶۰۲۹۲

0

مصاحبه با استاد میر حیدر موسوی | بخش دوم

مجموعه: آموزش خوشنویسی
در این پست بخش دوم از مصاحبه خواندنی با استاد میرحیدر موسوی می باشد که پاسخ به پرسشهای مهمی از علاقمندی های استاد و ارتباط آن با سیاه مشق مورد بررسی قرار گرفته است . در ادامه همراه ما باشید .

 

بخش دوم مصاحبه :

توضیحات استاد موسوی راجع به مکتب غلامرضا اصفهانی هم خواندنی است: «در ابتدا به این موضوع اشاره کنم که ما مکتبی به نام مکتب میرزا غلامرضا نداریم؛ بنده معتقد هستم که میرزا غلامرضا سیاه مشق خاص خودش را می نوشت و تمام ترکیبات او هم شناخته شده است. قالب هایی هم که ایشان می نوشتند، در میان آثارش تکرار شده، چیزی که قبلا وجود نداشته و ایشان خود به نتایج خوبی به طور مستقل دست یافته است. اگر بخواهیم راجع به میرزا غلامرضا به مکتب خاصی اشاره کنیم، مکتب ایشان قاجار است و باید بگوییم سیاه مشق ابتدای دوره قاجار تحت تاثیر دوره صفوی بودند.»

وی در ادامه افزود: «ما یک خوشنویسی با نام آقا سید علی حکاک داریم که  متاسفانه زیاد به او پرداخته نشده و چندان هم مطرح نیست که از قضا بیشترین تاثیر را در بحث سیاه مشق ایشان داشتند. آقا سید علی پدر میر حسین حکاک، استاد میرزا غلامرضا و استاد میرحسین و میرزا کاظم بودند؛ یعنی این سه خوشنویس بزرگ دوره قاجار شاگردی آقا سید علی حکاک را در کارنامه دارند. در واقع کار اصلی ایشان حکاکی بوده ولی به خوشنویسی هم مشغول بودند. این سه نفر که اسامی آن ها را در بالا ذکر کردیم، به محضر آقا سید علی می روند و کار خوشنویسی را آغاز می کنند. در حال حاضر هم چند اثر خوشنویسی سیاه مشق بدون داشتن امضا هنری از این استاد بزرگوار باقی مانده، که تا مدت ها بسیاری از کارشناسان و خوشنویسان فکر می کردند از آثار پسرش میرحسین است، فقط از یک قطعه خطی که یکی از مجموعه دارها در دست دارد و در یک طرف صفحه دست خط مسیر حسین و در طرف دیگر آن دست خط آسید علی است این موضوع را متوجه شدند. آن خطی که میرحسین نوشته پایانش امضا می زند و می گوید که از روی خط پدرم آقا سید علی تحریر شد. جنس آن خطی که در پشت صفحه نوشته شده، با یک سری از آثار موجود در قزوین مقایسه شده و متوجه شدند که دست خط آقا سید علی حکاک است. اگر مروری بر روی آن دست خط ها داشته باشیم، متوجه خواهیم شد که میرزا غلامرضا، میرحسین  و میرزا کاظم کاملا تحت تاثیر ایشان بودند. حالا یکی از حلقه های مفقود خوشنویسی ما این است که آقا سید علی حکاک تحت تاثیر چه کسی بوده که این طور زیبا می نوشته است؟»

استاد میر حیدر موسوی در نمایشگاه

ایشان راجع به انواع سیاه مشق در آثار استادان دوره قاجار هم به زیبایی توضیحاتی ارائه کرده و فرمودند: «لازم به ذکر است که سیاه مشق را میرحسین با توجه به آن که برزگ تر از آن دو خوشنویس دیگر بود، در دهه 1270 به زیبایی کتابت می کرد که مدل و فرم های متفاوتی را به اجرا می گذاشت. در این زمان بود که میرزا غلامرضا تحت تاثیر میر حسین قرار می گیرد و حتی الگو و نمونه هایی که میرحسین نوشته بسیار بیشتر از میرزا غلامرضاست. میرزا غلامرضا سه یا چهار مدل سیاه مشق داشته که دائم در تمام آثارش تکرار شده؛ اما در آثار میر حسین بالغ بر 10 تا 15 مورد سیاه مشق وجود دارد که به مدل های مختلف نوشته شده است. فقط میرحسین دارای روحیه ای بود که یک مدل را دائم تکرار نمی کرده  و میرزا غلامرضا چون دائم تکرار کرده، بیشتر به چشم می آید. در همین سال 1270 است که زیباترین آثار میرحسین نوشته شده و در همین سال ها هیچ اثری از میرزاغلامرضا دیده نمی شود. بنابراین من فکر می کنم که میرزا غلامرضا به شدت تحت تاثیر میرحسین بوده و از روی آثار ایشان مشق کرده، چرا که میرحسین یک خوشنویسی بود که در عیار آموزش دادن بسیار عالی عمل کرده و شاگردان زیادی را تربیت کرده است. در کنار این ها در سطر و سیاه مشق نویسی بسیار چیره دست بوده به طوری که میرزا کاظم در یکی از سطرهایش نوشته «عجب در حیرتم از کلک میرحسین». تمامی این ها نشان می دهد که در دوره قاجار ابتدا آقا سید علی حکاک و پس از آن میرحسین و میرزا غلامرضا به خوشنویسی مشغول بودند.»

 

بخش اول مصاحبه : مصاحبه با استاد میر حیدر موسوی | بخش اول

 

استاد در رابطه با این موضوع که چرا آثار بیشتری از میرزا غلامرضا باقی مانده است، گفتند: «علت آن که اسم و رسم بیشتری از میرزا غلامرضا و مکتب او باقی مانده این است که خوشنویس بهتری بوده و دارای جایگاه رفیعی می باشد. دلیل این امر آن است که نگاه قانون مندانه و بسیار دقیقی به فرم و تناسب داشته است. در تاریخ خوشنویسی نظیر میرزا غلامرضا در اتصالات وجود ندارد. اگر تمام خوشنویسان طول تاریخ را نگاه کنید، هیچ کدام به اندازه میرزا غلامرضا اتصالات خط نستعلیق را رو به جلو هدایت نکرده و او تنها کسی است که این مبحث را به کمال رسانده است. برای مثال شما بهترین نوشتار حرف (ع) را در دست خط میرزا می بینید و یا بهترین اتصالات حروف سین، قاف، طا و... را ایشان در نهایت زیبایی اجرا کرده و دیگر از آن زیباتر را از هیچ خوشنویسی سراغ نداریم.»

میرحیدر موسوی دررابطه با سبک سیاه مشق میرزا هم توضیحاتی ارائه دادند و فرمودند: «میرزا غلامرضا اصفهانی در بحث ترکیب بندی سیاه مشق هم درست است که دو سه مدل سیاه مشق نوشته است، اما دسترسی به همان چند مدل هم کار آسانی نیست؛ چرا که بسیار فنی نوشته شده و به همین خاطر است که می توانیم بگوییم میرزا غلامرضا در سیاه مشق به یک نتیجه بسیار موفقی رسیده است. در عین حال که در سطر هم خوشنویسی کمی نبوده و در چلیپا هم حس و حالش بسیار بالاست؛ این امر را زمانی متوجه خواهید شد که یک دست خط اصل و یک دست خط چاپی ایشان را باهم مقایسه کنید تا به این موضوع پی ببرید. خط میرعماد در چاپ آنقدر افت نمی کند که در خط میرزا غلامرضا این اتفاق می افتد. من اعتقاد دارم که اگر اصل خط میرعماد و میرزا غلامرضا را در کنار هم قرار دهید، حس حال دست خط میرزا غلامرضا بسیار بیشتر و گیرا تر است. چرا که شیدایی، رهایی و روانی قلم و در عین حال ارسالات قلم او بسیار بالاتر از دیگران است.»

استاد در ادامه توضیحاتی راجع به دست میرعماد دادند و خاطر نشان کردند: «با این حال میرعماد هنرمندی بوده است که در بحث چیدمان بسیار کلاسیک عمل کرده و همیشه به این امر دقت داشته که تمامی کلمات در جایگاه خودشان قرار بگیرند و همین دقت بیش از حد است که حس و حال را کم می کند. میرعماد قانونمندی بسیار خوبی داشته و در  اتصال کشیده هم نظیر او پیدا نمی شود. در واقع بهترین خوشنویسی که ما در اتصال کشیده می توانیم از او یاد کنیم همین میرعماد است. علاوه بر او میرحسین و میرزا کاظم  هم در کشیده ها بسیار عالی عمل کرده اند. ولی من می توانم بگویم که کامل ترین این ها میرعماد قزوینی است. لازم به ذکر است که در نوشتن دوایر به خصوص دوایر معکوس، چیدمان، فضا سازی، فرم و قالب ها هم استاد غلامحسین امیرخانی در جایگاهی بالاتر از همه اساتید خوشنویسی قرار دارند. این صحبت هایی که به آن ها اشاره کردم، نتیجه تحقیق و بررسی بسیار دقیق و موشکافانه ای است که در حوزه هنری و در طی یازده سال به انجام رساندیم. پشت این صحبت های من بررسی کاملی بر روی خطوط انجام گرفته و به این نتیجه رسیدیم که هر کدام از خوشنویسان دارای محسناتی بودند که در بالا به آن ها اشاره کردیم.»

خط استاد میرحیدر موسوی

تعریف خوشنویسی معاصر هم از دید استاد به این شرح است: «اگر بخواهیم خوشنویسی دوره معاصر را تعریف کنیم قطعه نویسی و چند دانگ نویسی در یک صفحه است که مشابه آن را در دوره قبل نداشتیم. البته جا دارد که یادی از استاد اخوین هم بکنم که خوشنویس بسیار بزرگی هستند و من تاثیرات زیادی از ایشان گرفتم. استاد اخوین در بحث چلیپا بسیار بی نظیر هستند و دست بسیار رها و روانی دارد. خط ایشان از قانون مندی بسیار خوبی برخوردار بوده و شیرین نویس هستند و و بی تکلف خط می نویسند. شاگردان بسیار خوبی پرورش داده اند و جا دارد که هنرمندان امروز ما روی خطوط استاد اخوین بیشتر کار کنند.»

جناب موسوی از علت گرایش خود به سیاه مشق برایمان توضیحاتی ارائه کردند و گفتند: «من چون عکاسی می کردم و به دنبال آن فرم گرا هم بودم، بیشترین فرم را در سیاه مشق دیدم. شما ببینید مثلا در چلیپا فرم خاصی وجود ندارد و خوشنویس باید کلمات را از قبل تعیین کرده و جای آن ها را از قبل مشخص کند و اتود زده و سپس آن را اجرا نماید. ولی در سیاه مشق این طور نیست و شما باید بداهه نویسی کنید. بداهه بودن سیاه مشق یک دغدغه و در عین حال شیرینی دارد که مرا به شدت جذب خودش کرد. علت دومی که من می توانم برای گرایش به سیاه مشق از آن یاد کنم به سبب همین بداهه بودن آن است. چون من آدم لحظه و حال هستم و دوست دارم آن لحظه که حس و حال خوبی به من دست می دهم، به یک فرم خوبی برسم. این که بیایم مانند چلیپا نویسی دائم در حال اتود زدن باشم، حس و حال مرا کم می کند. همین موضوع باعث شد تا تمایل زیادی به سیاه مشق داشته باشم. در کنار این موضوع من هنری ترین ژانر خوشنویسی را در سیاه مشق می بینیم؛ چرا که ژانری است که اولا ذهن، فکر و تجسم شما را درگیر می کند و قبل از نوشتن باید همه چیز را تجسم کنید که مثلا اگر قرار است در یک سطر چهارتا کشیده بنویسید چه فرمی باید داشته باشند، کجا باید قرار گیرند، چه فضایی بین آن ها به وجود بیاید، سر و ته کشیده ها کجا باشد و کجا به هم برخورد کنند و.... به نظر من سیاه مشق نویسی در صف اول هنرهای تجسمی قرار دارد.»

خواندن توضیحات ایشان راجع به سیاه مشق و ظرفیت هایش بسیار جالب توجه است: «زمانی که شما شعر را انتخاب می کنید، به تعداد خیلی زیادی می توانید کلمه و فرم داشته باشید. در هیچ یک از قالب های خوشنویسی چنین چیزی وجود ندارد که شما از یک شعر بتوانید بالغ بر هزار ترکیب درآورید و این چیزی است که فقط در سیاه مشق اتفاق می افتد. زمانی به ذهن من خطور کرد که با یک مصراع از حسین منزوی  یک نمایشگاهی برپا کنم و بگویم که با سیاه مشق می توان نمایشگاهی این چنین برپا کرد. عنوان نمایشگاه هم این باشد که «چهل اثر با یک مصراع». پس می توان این نتیجه را گرفت که در هیچ یک از قالب های خوشنویسی چنین ظرفیتی وجود ندارد.»

استاد موسوی در رابطه با هنرمندان سیاه مشق نویس نیز به نکات جالبی اشاره کردندو فرمودند: «لازم به ذکر است که جنبه های هنری سیاه مشق بسیار زیاد است و در کنار آن در برخی جهات استرس کمتری به هنرمند وارد می شود و در برخی جهات استرس بیشتر. اگر شما در طول تاریخ خوشنویسی بررسی کنید متوجه خواهید شد که در هر ژانری ما خوشنویسی خوب داریم، مثلا در حال حاضر ما استاد امیرخانی و استاد اخوین را داریم که با میرعماد قابل قیاس هستند. یا مثلا در قطعه نویسی، سطر نویسی و... هم هنرمندان طراز اول بسیاری داریم؛ ولی در سیاه مشق و بعد از دوره قاجار ما سیاه مشق نویس تمار عیاری که در همه ابعاد بتواند کاری کند که بشود با خوشنویسان قدیمی مقایسه کرد نداشته و نداریم و دلیل این امر هم سختی کار سیاه مشق است. در کنار این حوصله خطاطان معاصر هم آن قدر زیاد نیست که در سیاه مشق پشتکار داشته باشند و پافشاری کنند تا به ثمره مطلوبی دست یابند. در واقع خوشنویسان امروزی به دنبال تنوع هستند و همین امر هم کار را خراب می کند و این اجازه را نمی دهد که شما به رکورد اصلی دست پیدا کنید.»

دست خط میرحیدر موسوی

این استاد بزرگ خوشنویسی راجع به رکود و پیشرفت خوشنویسی در دوره های مختلف تاریخ ایران خاطر نشان کردند: «به اعتقاد بنده خوشنویسی هنری است که روز به روز در حال رشد کردن است. در یک مقاطعی و بنا به دلایلی خوشنویسی افت کرده که برای مثال می توان به دوره پهلوی اشاره کرد. اگر ما در دوره قاجار سه خوشنویس بزرگ یعنی استاد میرزا غلامرضا، استاد میرحسین و میرزا کاظم و همچنین کاتب السلطان و کاتب همایون و... را نداشتیم، ممکن بود که خوشنویسی این دوره هم دچار افول شود. برخی افراد میرزای کلهر را در این دسته قرار می دهند که من ایشان را از یک جهات دیگری به عنوان خوشنویسی7 طراز اول قبول ندارم و معتقد هستم کاتب خوب و درجه یکی بوده و یک مکتب هم در این زمینه (مکتب کتابت نویسی غیر هنری کاربردی) به وجود آورده است. اگر کتابت کاتب السلطان و کاتب همایون را در کنار کتابت کلهر قرار دهیم، از نظر عیار هنری این دو نفر بالاتر هستند و جایگاه بهتری دارند. با این حال امتیازاتی در کتابت کلهر هست که در آثار آن دو خوشنویسی دیگر وجود ندارد. حسن هم جواری، ریتم و فضاسازی که در بین کلمات و چیدمان آن ها و کرسی بندی در خطوط کلهر وجود دارد که در خط کاتب السلطان و کاتب همایون نیست. این دو خط را بسیار دقیق و درست اجرا کردند و در واقع می توان گفت خوشنویسی دانگ بالا و دانگ ریز را ماهرانه نوشتند.»

جناب موسوی راجع به کتابت آثار هنری توسط خوشنویسان این چنین توضیح دادند: «با این حال کتابت کلهر یک فلسفه و جریان دیگری دارد و اندام کلمات، گوشت قلم و فواصل طور دیگری شده اند. حتی کیفیت صافی دست و مرکب هم دیگر مطرح نبود و آن جا بیشتر کتابت کاربردی مورد توجه قرار داشته است. صنعت چاپ و چاپ سنگی این خوشنویسان را به سمتی برده که باید کمی درشت تر می نوشتند که در چاپ، حروف و کلمات از بین نرود. همچنین ممکن بود که در یک روز از این نویسندگان 4 تا 5 کتابت بخواهند و به همین خاطر دیگر نمی توانستند به سمت کتابت هنری بروند. کم کم این شیوه به صورت فرهنگ در می آید و خوشنویسی به این سمت می رود که شما به تدریج رهاتر بنویسید و توجهی هم به کیفیت و صافی دست نمی شد. همچنین درآمد زایی خوشنویسان آن دوره هم از همین راه بوده و اکثرا کاتب بودند. حتی نسل قبل تر از ما یعنی استاد امیرخانی، استاد اخوین، استاد خروش و... هم بیشترین درآمد زندگیشان از راه کتاب کردن بوده است. این کتابت، کتابت کاربردی بوده و اگر با این افراد صحبت کنید، ممکن است در رزومه کاریشان بیش از 10 هزار صفحه کتابت داشته باشند که شامل دیوان حافظ، قرآن، دیوان خیام، اشعار مولانا و بسیاری از چیزهای دیگر است. به عقیده من از جهت تعداد کتابت بعید می دانم بالاتر از سلطان علی مشهدی داشته باشیم. ایشان تعداد کتاب هایی که نوشتند بسیار زیاد بوده که احتمالا بحث کیفیت در آن ها چندان مطرح نیست.»

 نظر استاد موسوی راجع به کمیت و کیفیت آثار خوشنویسان به این ترتیب است: «شما نگاه کنید که یک خوشنویس از نظر کثرت آثار رکورد می زند و خوشنویس دیگری از نظر کیفیت آثارش مورد توجه قرار می گیرد مانند میرعماد که کیفیت خطش بسیار بالا بوده و کثرت آثار ندارد. البته استاد امیرخانی هم جز خوشنویسانی است که هم کثرت آثار دارد و هم کیفیت بسیار بالایی در آن ها دیده می شود. ایشان این حسن را هم دارند که همه چیز را طبقه بندی کرده است. از سال 1356 به بعد که ایشان مسئولیت انجمن خوشنویسان ایران را به عهده گرفته تا به امروز تمام مسئولیت های انجمن به روی دوش ایشان است و اگر این سمت را رها کنند، قطعا انجمن از هم فرو می پاشد. در کنار این ها کار خوشنویسی را هم انجام داده و شاگردان بسیاری را هم پرورش داده است. در داوری ها و همایش ها حضور داشته و... همیشه راس ساعت هم در مراسم ها حضور پیدا می کنند و دقیقه ای تاخیر ندارند. این در حالی است که ایشان جایگاه رفیع خوشنویسی را کسب کرده و در حال حاضر هم مشهورترین خوشنویس ایران هستند.»

ایشان با ذکر مثالی با دیگر به ارتباط بین خوشنویسی و عکاسی پرداختند و گفتند: «در دهه هشتاد شمسی که من مشغول عکاسی بودم، در آن سال ها دوربین دیجیتال تازه آمده بود و خیلی سریع هم وارد خانواده عکاسی شد. در همان زمان بحث میان طرفداران آنالوگ و طرفداران دیجیتال وجود داشت که کدام یک بهتر است. اگر مقالات آن دوره را مطالعه کنید، در بیشتر آن ها بحث در این رابطه است که آینده عکاسی چگونه خواهد شد؟ بسیاری از افراد معتقد بودند که دوربین دیجیتال عکاسی را تخریب کرده و آسیب به این هنر وارد می کند. در برخی از جشنواره ها ویرایش عکس را ممنوع کرده بودند و اگر متوجه چیدمان خاصی در عکس می شدند، شرکت کننده حذف می شد. آن زمان دغدغه این بود که دیجیتال چه بلایی بر سر عکاسی ما می آورد؟ آیا این تغییرات مثبت خواهد بود یا منفی؟ به مرور زمان متوجه شدند که تغییرات در جهت مثبت است و حتی جایگاه آنالوگ را هم گرفت و کارخانه های نگاتیو ورشکست شدند. همین موضوع در خوشنویسی هم اتفاق افتاده و اگر دست خط اولین دوسالانه خوشنویسی را که در آن مقام اول را کسب کردم با آخرین دوسالانه مقایسه کنید و متوجه خواهید شد که کیفیت اثر بسیار بهتر و زیباتر شده است.»

استاد در رابطه با آینده خوشنویسی ایران نیز می گویند: «در مثال دیگر می توانیم به این موضوع اشاره کنیم که در دهه پنجاه شمسی هشت یا نه نفر از خوشنویسان، درجه استادی گرفتند. به غیر از استاد امیرخانی و استاد اخوین و در کتابت استاد خروش، اگر بقیه افرادی که استادی گرفتند را با کسانی که امروزه درجه استادی می گیرند، مقایسه کنید، متوجه خواهید شد که جوان های امروز ما بسیار بهتر از قدیمی ها هستند. پس می توان نتیجه گرفت که امروزه کیفیت خط نسبت به چند دهه گذشته بهتر شده است. البته از زاویه دیگری هم می توان به این مسئله نگاه کرد و آن این است که خط های امروزی را با دوره فاجار و خط میرزا غلامرضا مقایسه کنیم، که مسلما آن زمان بهتر بوده است؛ ولی اگر مجموعه خوشنویسی را بخواهیم در نظر بگیریم، کیفیت بهتر شده است.»

از ایشان خواستیم تا راجع به ضرورت خط تحریری هم توضیحاتی ارائه دهند که ایشان فرمودند: «مردم ایران در دهه سی به دو دسته بی سواد و با سواد تقسیم می شدند. آن هایی که بی سواد بودند طبیعی است که دست خطی هم نداشتند و آن هایی که با سواد بودند بدون استثنا دارای خطی خوش بودند. شاید بتوان گفت که در آن دوران ما آدم بد خط نداشتیم. برای مثال اگر شما به اداره ثبت قزوین بروید و تمام اسناد دهه بیست تا چهل را نگاه کنید متوجه خواهید شد که تمام آن هایی که قباله و یا سند نوشتند، دارای خط درجه یک بودند. از سال 1340 به بعد که خودکار وارد زندگی مردم شد، سرعت نوشتن هم بالا رفت و به طبع آن خط مردم افت کرد. قبل از خودکار همه با قلم فلزی و خودنویس می نوشتند که امکان تند نویسی با آن ها وجود ندارد. نوشتن با این ابزار نیاز به دقت زیادی دارد و تمرکز را بالا می برد و مجموع این ها باهم خط زیبا را پدید می آورد. در خوشنویسی قلم درشت هم به همین ترتیب است و تند نویسی باعث می شود تا کیفیت پایین بیاید. تمام کسانی هم که سریع می نوشتند، کیفیت کارشان پایین بود. بنابراین می توان گفت سرعت یکی از عوامل بد بودن دست خط ما ایرانی هاست.»

نمونه خط استاد میرحیدر موسوی

استاد صحبت هایشان را در رابطه با خط تحریری این گونه ادامه دادند: «به نظر من بخش مردمی خوشنویسی، خط تحریری است. مردم ما هر چقدر سرعت دستشان بالا برود، کیفیت خطشان پایین می آید. من اعتقاد دارم که از دهه 1340 به بعد دست خط ما ایرانی ها افت کرده و برای نسل بعد در زمینه خط تحریری حرفی برای گفتن نداریم. من در بسیاری از موارد این تاثیر را دیدم که اگر یک نامه ای را با خط خوش بنویسید (حتی در بحث نامه های اداری)، خواننده آن نامه تاثیر بیشتری می گیرد. از نظر بنده تاثیر خط خودکاری و نوشتاری در بسیاری از جاها بیشتر از تایپ و خطوط چاپی است. همین خوب و تمیز نوشتن حال خوبی را به آدم منتقل می کند و آدمی را تشویق می کند تا به سراغ ادبیات فارسی رفته، شعرهای خوب را جمع کند و دفتری شعری را برای خود داشته باشد. اما وقتی که دست خط آدم خوب نباشد، سراغ این جریانات نمی رود و از آن ها محروم می شود.»

در پایان از استاد میر حیدر موسوی خواستیم تا توصیه ای را برای مخاطبان مجموعه خط و قلم ارائه که ایشان فرمودند: «من همیشه این توصیه را کرده ام و اعتقاد دارم که برای پیشرفت در هر کاری هجرت لازم است. هر شخصی در یک مقطع زمانی باید هجرت کند و برود. مثلا به شهرهای دیگر رفته و با خوشنویسان مختلف آشنا شود، هنرمندان مختلف را ببیند و از آن ها بیاموزد. در موسیقی، ورزش، خوشنویسی، نقاشی و... کسانی که موفق هستند، اگر پیشینه آن ها را نگاه کنید متوجه خواهید شد که یک گریزی حداقل به تهران زده اند. آن ها استادان طراز اول و نامدار رشته خود را پیدا کرده و از تجربیات آن ها استفاده کرده اند. به طور کلی کسانی که از شهر خود خارج نشده اند، نتیجه جالبی برای آن ها حاصل نمی شود حتی اگر بهترین استادان را داشته باشند.»

استاد در انتهای صحبت هایشان خاطر نشان کردند: «در حال حاضر آمار هنرجویانی که در سطح کشور درخشش دارند، بسیار بالاست. همین حالا در جشنواره رضوی در رشته خط نستعلیق از هفت نفری که جز نفرات برتر بودند، سه نفر از آن ها شاگرد من بودند. این آمار بسیار خوبی برای من است، ولی باز من می گویم به حضور من در قزوین اکتفا نکنند و از نظر استادان دیگر استفاده کرده و بهره مند شوید. چون خودم نتیجه این کار را دیده ام و از هر استادی می توان چیزهای جدید آموخت. البته این نکته را هم در نظر داشته باشید که هر هنرمندی باید بداند که چه زمانی هجرت کند و به کجا هجرت کند؟ از چه کسانی مشورت بگیرد تا به مشکلی برنخورد.»

 

مطالب اخیر : 

آموزش امضا با اشکال مختلف

کاربرد خوشنویسی در تتو و خالکوبی

خوشنویسی و پیوند آن با عرفان