مرکز تماس: ۰۹۳۳۱۵۷۵۵۴۴

0

مصاحبه با استاد علی گنجی

خوشنویسی هنری است که باید در ذات آدمی باشد. یعنی علاوه بر تمرین و ممارست زیاد، استعداد ذاتی نیز نقش پررنگی در این زمینه دارد. استاد علی گنجی یکی از بزرگان عرصه خوشنویسی ایران است.

 استاد علی گنجی از ابتدای دوره نوجوانی توانسته است استعداد خود را در زمینه هنر به درستی پرورش دهد و امروزه نام خود را به عنوان یکی از هنرمندان به نام خوشنویسی و نقاشیخط مطرح کند. ما نیز بر آن شدیم تا در مجموعه خط و قلم گپ و گفت مفصلی را با ایشان راجع به تمامی زیر و بم های هنر خوشنویسی انجام دهیم که ماحصل این گفت و گو آن چیزی شد که در ادامه خواهید دید. پس با ما همراه باشید:

در ابتدای مصاحبه از استاد علی گنجی خواستیم تا آشناییشان با هنر خوشنویسی از دوران کودکی را برایمان شرح دهند که ایشان فرمودند: «تمام اتفاقاتی که به لحاظ روانی در دوره کودکی برای شخص اتفاق می افتد، در آینده او تعیین کننده است. مثلا من نگاهم این طور است که انسان تا قبل از بیست سالگی هر کاری را به صورت جدی دلبسته آن باشد، پس از این سن هم آن کار را ادامه می دهد. این واقعیت روانی است! در دوره کودکی و زمانی که ما تحصیل می کردیم، من در دوره راهنمایی و زمانی که در کلاس خوشنویسی مدرسه هم حضور داشتم، معلمان هنر ما آقایان مجیدیان و خرمی، بسیار مشوق من بودند. من و اعضای خانواده ام زمانی که روی انجام کاری متمرکز شویم و به صورت جدی آن را دنبال می کنیم. من یک شانس خیلی بزرگ داشتم و آن هم این که خانه ما دور از شهر بود و مانند بچه های عادی دائم مشغول بازی و تفریح نبودیم. بزرگ ترین تفریح من کار بود و در کنار پدرم مشغول کار بودم. در کنار کار به بازی فوتبال و همچنین به طور جدی به خوشنویسی مشغول نیز بودم. این علاقه به وسبیه همان معلمان هنرمان در من شکل گرفت و پرورش یافت.»

خط استاد گنجی

استاد گنجی در ادامه این چنین توضیح می دهند: «گاهی اوقات سر کلاس هنر دانش آموزان دیگر می گفتند که فلانی دست خط تو از دست خط معلم هم بهتر است و این باعث خجالت من می شد؛ چرا که من احترام زیادی برای معلم خود قائل بودم. شاید تشویق های معلمان آن زمان باعث شده بود که من خط و خوشنویسی را جدی بگیرم و این مسئله تا حدی پیش رفت که رشته دبیرستانی هنر و گرافیک را انتخاب کردم. من در دوره راهنمایی  درس ریاضی را با نمره 25/19 قبول شدم و در واقع می توانستم در دیگر رشته ها هم موفق باشم ولی به لحاظ علاقه زیادی که به کار خط و خوشنویسی داشتم به این سمت کشیده شدم. در رشته هنر زمانی که دانش آموزان شروع به تحصیل می کنند کلاس های تئوری و عملی همزمان پیش می رود و بسیاری از واحدهای دانشگاهی در آن آموزش داده می شود. به همین خاطر زمانی که من وارد دانشگاه شدم آن جا کارهایی را انجام می دادم که برای من تکراری بود؛ چرا که اکثر آن ها را در دوره دبیرستان و هنرستان انجام داده بودیم. »

ایشان در ادامه صحبت هایشان توضیح دادند: « پس از پایان تحصیلات دانشگاهی وارد تربیت معلم هنر شدم و این فرصت را در اختیار من قرار داد تا به مدت دوسال در تهران زندگی کنم. چون ما مدرک ممتاز خوشنویسی را داشتیم و در آن زمان هنوز مدرک فوق ممتاز نیامده بود، استادان تربیت معلم روی ما حساب ویژه ای باز می کردند و هم دانشجو بودیم و هم کمک معلم. در تهران فرصت بسیار خوبی داشتیم که در کلاس های طراز اول استادانی مانند استاد شیرازی، استاد فلاح، انجمن خوشنویسان و.... شرکت کنیم.»

علی گنجی در رابطه با چکونگی دریافت مدرک فوق ممتاز گفتند: « به یاد دارم که در ترم های اول دانشگاه و دوره اول کلاس هایی که در تهران پیش استادان معتبر گذراندم، نخستین استادم استاد غلامحسین امیرخانی بودند. در ضمن اولین دوره فوق ممتاز استاد امیرخانی برگزار شد که من در آن شرکت کردم. به طور کلی آن عشق و علاقه ای که در دوره نوجوانی در من ایجاد شد هرگز از بین نرفت و تا همیشه باقی ماند. در همان زمان با تمرین های خوشنویسی که خودم انجام دادم در یک دوره مسابقات مدارس راهنمایی در ساری مقام اول را به دست آوردم. در همین بین هم استاد عبدالرضا وادی مرا وارد دنیای زیبای خوشنویسی کرد که در حال حاضر همه زندگی مرا تشکیل می دهد. لازم به ذکر است که از دوره راهنمایی مرا به عنوان خطاط می شناختند و تمام دانش آموزان و معلمان احترام زیادی برای هنر من قائل بودند.»

 

استاد گنجی درباره سنجش عیار بزرگان هنر خوشنویسی فرمودند: «نکته ای که باید به آن اشاره کنم این است که توانایی های هنری یک انسان را در زمان حیات وی نمی توان ارزیابی کرد. من معتقد هستم که باید اجازه دهیم سال های زیادی بگذرد تا بتوان عیار یک هنر و هنرمند را سنجید. در واقع چه باشیم و چه نباشیم گذر زمان این را ثابت خواهد کرد. من در دانشگاه در رشته هنر تحصیل کرده ام و با مقوله های مهمی مانند فلسفه هنر، خلاقیت، مبانی هنر، رنگ و... سروکار داشتم. با توجه به دانستن تمامی این موضوعات بسیاری از استادان هستند که باید بیشتر شناخته شوند و قطعا زمان تعیین کننده این موضوع خواهد بود. در این زمینه مقایسه هم اصلا کار درستی نیست و هر کسی جایگاه خود را دارد. تمامی استادان در رشته های تخصصی خودشان، جایگاه ارزنده ای دارند. استادانی مانند جناب فلاح که بنده سال های زیادی است با ایشان همکاری دارم، چنان تاثیری در من گذاشته اند که هنوز هم در من باقی مانده و تغییرات زیادی در خوشنویسی من هم ایجاد شده است.»

استاد راجع به مهم ترین سوابقی که در طی این سال ها کسب کرده اند نیز توضیحاتی ارائه دادند: «سابقه بنده در طی این سال ها در زمینه های مختلف بسیار زیاد هستند که هر کدام از آن خاطرات مختلفی را در پس خود دارند؛ اما مهمترین آن ها عبارتند از: موسس انجمن خوشنویسان شهر سلطانیه در استان زنجان، موسس انجمن خوشنویسان شهرستان جویبار در مازندران، موسس انجمن خوشنویسان واحد قیطریه تهران، دبیر جشنواره خوشنویسی غدیر در سال 1382 با حضور 10 تن از استادان برجسته کشور در مازندران، دبیر جشنواره خوشنویسی شمال کشور در سال 1383، دبیر اجرایی برگزاری نمایشگاه، نمایشگاه 4 تن از، استادان بزرگ خوشنویسی ایران، ارائه تدریس تلویزیونی خوشنویسی در داخل کشور، برگزیده جشنواره های مختلف داخلی وخارجی در طی سال های فعالیت و...»

همچنین استاد گنجی راجع به سوابق شرکت در نمایشگاه های مختلف داخلی و خارجی این چنین گفتند: «شرکت در اولین و دومین جشنواره بزرگ خوشنویسی جهان اسلام در سال های 1375 و 1380، برگزاری نمایشگاه های مختلف انفرادی در شهرهای ساری، سلطانیه، زنجان، جویبار، سنندج، تهران و...، شرکت در نمایشگاه گروهی مختلف در شهرهای مختلف ایران، شرکت در نمایشگاه بزرگ امام علی در سال 1379 در موزه هنرهای معاصر تهران، شرکت در نمایشگاه های متعددی که از طرف حوزه هنری مازندران در داخل و خارج از کشور برگزار شد، شرکت در نمایشگاه خوشنویسی اکو که از سوی انجمن خوشنویسان ایران در تاجیکستان برگزار شد، برگزاری نمایشگاه انفرادی نقاشیخط در موزه ملی اوفا در روسیه، برگزاری نمایشگاه انفرادی آثار خوشنویسی سنتی در مرکز فرهنگی سفارت ایران در مسکو زمستان، برگزاری نمایشگاه انفرادی نقاشیخط در گالری آیریک سنتر و بسیاری از موارد دیگر که ذکر آن ها از حوصله این بحث خارج است»

خوشنویسی

این هنرمند طراز اول که دارای مدرک درجه یک هنری است، در رابطه با خاطرات شیرین کارش این چنین توضیح می دهد: «هر هنرمندی زمانی که نمایشگاهی برگزار می کند، در هر بار از آن خاطرات و اتفاقاتی در ذهنش شکل می گیرد. زمانی که در نمایشگاه های من استادان طراز اولم حضور پیدا می کردند، برایم بسیار ارزشمند بود. در این مسیری که از ابتدا تا به امروز طی کردم، مدارک مختلفی را نیز اخذ نمودم از جمله درجه  استادی و یا درجه یک هنری که هر کدام از آن ها خاطرات شیرینی برای من محسوب می شود.»

از ایشان خواستیم تا تعریف خوشنویسی از نگاه خودشان را بیان نمایند که فرمودند: «یک تعریف برای خط وجود دارد و یکی برای خوشنویسی. در مفهوم عام در تعریف خط می گویند مجموعه نشانه ها و علایم قراردادی که انسان برای ارتباط برقرار کردن و انتقال مفاهیم به دیگران استفاده می کند. در ابتدا انسان با استفاده از تصاویر مفهوم خود را به دیگری منتقل می کرد و با گذشت زمان تصاویر تبدیل به خط شدند و به تدریج تکامل پیدا کرده و امروزه به شکل حروف الفبا در اختیار ما قرار دارد. ولی نکته جالب این است که انسان پس از این همه مدت دوباره به تصاویر رجوع می کند! درست است که امروزه ما خط را در اختیار داریم ولی چیزی که در بحث هنری وجود دارد این است که وقتی وارد عرصه نقاشی و ارتباط بصری می شوید، آن زمان به وسیله یک زبان جهانی با دیگران ارتباط برقرار کرده اید و ارتباطی با نوشتن ندارید. البته مفاهیم هم نسبت به گذشته تغییر کرده و امروزه نگاه می کنند که تصاویر و مبانی هم به چه شکلی است. برخی مفاهیم در طول تمدن بشر تعریف ثابتی دارد و زمانی که شما در تابلو از آن استفاده می کنید مفاهیم به درستی منتقل می شود و دیگر نیازی به خط هم نیست.»

استاد در ادامه افزود: «زمانی که به تعریف خوشنویسی می رسیم، تمام آن مفاهیمی که در بالا ذکر کردیم وجود دارد و موضوع زیبایی شناسی هم به آن اضافه می شود. یعنی ما یک سری مفاهیم زیبایی شناسانه با توجه به علمی که بشر در طول زمان به آن دست پیدا کرده را به خط اضافه می کنیم و خوشنویسی را به وجود می آوریم. این امر خوشنویسی های متعددی را شامل می شود که در انواع خط در دنیا نیز یافت می شود. خوشنویسی در خاورمیانه و به خصوص خط فارسی از تنوع بیشتری برخوردار است. هر خطی که وارد ایران  می شود، بسط و گسترش یافته به انواع مختلفی تقسیم می شود. مثلا زمانی که خط کوفی به ایران آمد، به انواع گلدار، شاخه دار، برگ دار، مشبک، بنایی و... تقسیم شد و زیبایی های بسیاری را به وجود آورد.»

در ادامه از استاد پرسیدیم که کدام کتابت خوشنویسی قدما و معاصرین را از روی مشق کردید، که ایشان فرمودند: «زمانی که آغاز به نوشتن شروع می شود، نگاه چندانی به مکاتب مختلف ندارد که این مسئله کاملا منطقی و درست است. من معتقد هستم به این موضوع که شخص اصلا نباید به یک نفر بسنده کند؛ در واقع در اصول خوشنویسی می تواند از کمک همه استادان استفاده کند، در شکل کلمات می تواند از همه الگو بگیرد و بنا به سلیقه خود در هر جایی که دوست داشت از آن ها بهره مند شود. در واقع شما به عنوان خوشنویس به یک جایی می رسید که خط را یاد گرفته و دستتان دارای نرمش می شود و شما قادر خواهید بود دستتان را موقع حرکت قلم بچرخانید و در قلم تغییراتی ایجاد نمایید و حتی ممکن است این توانایی را پیدا کنید که شبیه استاد غلامرضا اصفهانی هم بنویسید. من از تمام این ها به عنوان ورزش دست یاد می کنم و اصلا به این موضوع معتقد نیستم که مسیری را طی کنیم که قدما در گذشته رفته اند. در حال حاضر هم کسانی وجود دارند که از روی دست خط گذشتگان خط به خط کپی برداری می کنند که این امر برای من جذابیت ندارد.»

خوشنویسی استاد گنجی

ایشان در ادامه نیز گفتند: «خوشنویسی هنری بسیار دقیق و ظریف است و شما نمی توانید بگویید من مدرک ممتاز دارم و می فهمم؛ یعنی تا زمانی که شما به درجه ممتازی در خط نرسیدید به هیچ عنوان قله های بالاتر را نخواهید دید. در خط و خوشنویسی زمانی می توان نظر داد و به دقت حرف زد که مدرک استادی به دست آمده باشد و زمانی که مدرک استادی را بگیری متوجه خواهی شد که هیچ چیز نمی دانی و تازه راه شروع می شود.»

استاد علی گنجی صحبت های جالبی را در رابطه با کپی برداری از شیوه قدما ارائه دادند: «ما اگر معتقدیم که خوشنویسی کار هنری است و خلاقیت در آن اتفاق می افتد، پس نمی توان به آثار یک استاد بسنده کرد و یک مسیر را طی نمود. در واقع نمی توان کارهایی که در گدشته انجام شده است را مجددا تکرار کرد. آن ها کاری را انجام دادند و به کمال رساندند، ما باید در کنار آثار قدما به دنبال خلق زیبایی های جدید باشیم. نمونه های قدرتمندی در بحث خط و خوشنویسی در شیوه قدما و به شکل کلاسیک وجود دارد که میرعماد و میر علی هروی از آن دسته هستند. زمانی هم که به دوره قاجار و معاصر می رسیم، غلامرضا اصفهانی و میرحسین ترک و دیگران هم بوده اند. به معاصرین که می رسیم استاد غلامحسین امیرخانی و استاد کلهر هستند. به نظر شما آیا اگر من بروم شبیه غلامرضا اصفهانی بنویسم چه اتفاق تازه ای در خوشنویسی می افتد؟  آن چه که مهم است این است که من در حال حاضر دارای چه خصوصیاتی هستنم؟»

این استاد مسلم خوشنویسی در ادامه صحبت هایشان در رابطه با شخصی سازی قلم تاکید کردند: «ما در خوشنویسی یک موضوعی داریم به اسم خواب قلم که قلم بر مبنای پوزیشن شما برای نوشتن و میزان زاویه قلم تغییر می کند. هم زمان با این امر دست گرفتن قلم، کوتاهی و بلندی انگشت و موارد دیگر نیز در خواب قلم تاثیرگذار هستند. خواب قلم با زاویه قلم انواع مختلفی دارد. در این موضوع زمانی که ما کلمات را می نویسیم باید بدانیم که با چه زاویه ای از قلم کلمات را به تعادل برسانیم؛ این موضوعی است که حائز اهمیت بسیار است. با توجه به خصوصیتی که از انسان های مختلف وجود دارد، ممکن است تعادل در کلمه من نسبت به کلمه شخص دیگری متفاوت باشد. منِ خوشنویس باید در ابتدا نقطه تعادل را پیدا کنم تا خطم به لحاظ اصولی مشکلی نداشته باشد. در نتیجه باید تمرین نمایم و سعی داشته باشم که شبیه شخص دیگری ننویسم و زاویه و خواب قلم خودم را پیدا کنم. در یک مقطع زمانی دیده ایم که  یک مدل معماری و یا ساختمان سازی رواج پیدا می کند و همه به همان شکل خانه می سازند و تغییرات جزیی در آن ایجاد می کنند. همه این ها که گفتیم بحث شخصی سازی قلم محسوب می شود.»

گنجی به دنبال صحبت هایش خاطر نشان کرد: «من همیشه معتقد هستم که جایگاهی که خودت برای خودت تعریف و طراحی می کنی نشان دهنده شخصیت شماست. اگر ما اثر انگشتمان با یکدیگر متفاوت است، پس تفکراتمان هم نسبت به یکدیگر باید متفاوت باشد. بحث خوشنویسی چیزی نیست که من  بروم و دقیقا مانند استاد امیرخانی کتابت کنم. در این قسمت و با توجه به داستانی که ما از قلم می شناسیم، در ابتدا باید کلمات را به تعادل برسانیم و سپس با توجه به تمام چیزهایی که در طبیعت وجود دارد، به سمت زیبایی کلمات پیش برویم و در این زمینه گام برداریم. در این قسمت طبع آدمی نقش اساسی دارد؛ من نمی توانم بگویم که یک آدم خسیسی هستم بعد کلماتی زیبا و روان را خلق کنم. چرا که زیبایی در فضایی آرام خلق می شود. ذهن شما هر مقدار که آزادی خواه باشد و به تمام اصول انسانی که در جهان به عنوان یک فرهنگ خوب شناخته می شود، تکیه کند، در خط و زیبایی آن تاثیر می گذارد.»

خوشنویسی با قلم

از ایشان خواستیم تا درباره ارتباط خوشنویسی و فضای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... نیز توضیحاتی ارائه دهند، که ایشان گفتند: «بحث دیگر محکم اجرا کردن کلمات است که استخوان بندی و تیرآهن کار محسوب می شود. در واقع یک قسمت کار، برمی گردد به آن زیبایی و آن چه که از انسانیت در درون خودمان تعریف کردیم، که هر مقدار کودک ذهن بیدارتر باشد قاعدتا خط شما شیرین تر و دلنشین تر خواهد شد. با توجه به جو شلوغ جامعه و فضای مسموم جهانی رفتارهای غیر انسانی هم از ما نمایان می شود. من خودم هم به عنوان یک هنرمند سعی می کنم در این مسیر گام بردارم و روز به روز در جهت و رشد و تعالی حرکت کنم و ادعای من دلیلی بر بودن در آن جایگاه نیست. هر چقدر که به مسائل انسانی، اخلاقی، تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و... اهمیت بیشتری داده شود، قاعدتا در تمامی مسائل تاثیر دارد و شخصیت انسان شکل می گیرد. در واقع شاید گفتن این مسائل به صورت تئوری زمان زیادی را از ما نگیرد، ولی اگر شخصی بخواهد این مسیر را برود چقدر طول می کشد؟ یک تغییر رفتار مثلا رعایت حقوق دیگران! انسان باید سعی کند که این مسئله را در خودش به وجود آورد. این امر چقدر زمان می برد؟ شخص باید از یک تربیت خوب برخوردار باشد یا اگر نبود روی خودش کار کرده و زمان زیادی را صرف این مسئله نماید. به طور کلی کار بسیار سختی است. در آثاری که از استاد امیرخانی می بینیم ، هویت مستقل و شخصی وجود دارد. دیگر استادان هم این مسئله را می گویند. چیزی که در عین رعابت چارچوب ها و اسلوب ها و حفظ قدرت خط، آن هویت و شخصیت استاد هم در خطش تبلور پیدا کرده و ... این هویت مستقل و این دست یافت که شما پیدا کردید، از کجا آمده است؟»

استاد گنجی در رابطه با خلاقیت در نوشتن هم این چنین می گویند: «اصل اساسی هنر خوشنویسی بر پایه خلاقیت است و همان طور که در بالا هم اشاره کردیم، قرار نیست در هنر کسی شبیه کس دیگری باشد. این موضوع را زمان تعریف کرده و به مرور مشخص خواهد شد. من دوست دارم آثارم شخصی سازی شود و ممکن است در ظاهر، آثار افراد مختلف شبیه هم باشد ولی زمانی که وارد خصوصیات درونی آن می شویم میبینیم که باید سالیان سال ممارست کرده، تا به جایگاهی که می خواهیم دست پیدا کنیم و چنین اثری خلق شود. من هم به عنوان یک هنرمند در این مسیر حرکت می کنم و سعی دارم تا به آن چه که می خواهم برسم. خیلی ها هستند که دست خطشان شبیه استادان دیگر است، این ها مسیر رشد را طی نکرده اند. در این رابطه به چه کسانی هنرمند گفته می شود؟ کسانی که این مسیر را رفته اند و به جایگاهی بالایی دست پیدا خواهند کرد که این تعداد افراد محدود هستند.»

این استاد پرآوازه خوشنویسی ایران در رابطه با شخصی سازی آثار هنری این گونه توضیخ می دهد: «به نظر من اگر قرار است در انجمن خوشنویسان به کسی درجه استادی اعطا شود، این عنوان به کسی داده شود که مسیر خودش را رفته است. افراد زیادی هستند که با وجود داشتن درجه استادی، شبیه دیگران مشق می کنند که این امر اصلا جالب نیست و اگر برخی آثار امضایشان برداشته شود، به سبب نداشتن سبک منحصر به فرد قابل شناسایی نیست. من به بحث شخصی سازی بسیار معتقد هستم و سعی می کنم در این مسیر گام بردارم. در بحث خوشنویسی مسئله این است که شما باید خط افراد گوناگون را نگاه کرده، ولی در هنگام نوشتن به هیچ کدام از آن ها فکر نکنید! این امر ممکن است شما را وارد چالش کرده و تا مدتی خطتان خراب شود و زمان زیادی از شما بگیرد، ولی ارزش آن را دارد که خط شما شبیه خودتان شود. شما اگر پنج سال وقت بگذاری و شبیه خودت باشی بهتر است یا شش ماه زمان بگذاری شبیه کس دیگری شوید؟ ایده ها و ذهن افراد در این زمینه نقش اساسی و مهم دارد و کمک می کند تا شما در جایگاه خودتان آدم مطلوبی باشید.»

ترکیب خوشنویسی با قلم

از جناب گنجی پرسیدیم که کدام قالب خوشنویسی و کدام دانگ قلم برایشان ارجحیت دارد، که ایشان گفتند؟ «ما در دانشگاه رشته گرافیک خوانده ایم و آن زمان در رشته گرافیک به ما این گونه آموزش می دادند که اگر در جایی پوستر نصب می کنید که مردم در حال رفت و آمد هستند، سعی کنید پوستر ها را افقی نصب کنید که مردمِ در حال حرکت با آن همراه شوند و پوستر هم بهتر دیده شود. کما این که امروزه هم بیشتر بیلبوردها تبلیغاتی به صورت افقی نصب می شود. شما یک لحظه تصور کنید که اگر بیلبوردها عمودی بود، زیبایی بصری آن از بین می رفت. من به شرایط، زمان، مکان، فرهنگ و بسیاری از چیزهای دیگر توجه می کنم و همین امر در انتخاب های من موثر است. بسیاری از دوستان در گذشته من را به عناون یک چلیپا نویس می شناختند و توانایی من در این زمینه هم بد نبود. در زمینه خوشنویسی همیشه توجه من به این موضوع بوده است که در حال حاضر مردم سرزمین من دارای چه خصوصیاتی هستند؟ آیا واقعا آن حال و حوصله گذشته وجود دارد؟ مثلا من یک صفحه کتابت ریز بنویسم کسی حوصله دارد که به آن نگاه کند و آن را بخواند؟»

ایشان در ادامه افزودند: «در قلم هم برای جلب توجه مردم و این که چیزی خارج از حوصله آن ها ننویسم، به دانگ جلی و سیاه مشق های با دانگ بالا روی آوردم. به این خاطر که ما رسالت فرهنگی داریم و موظف هستیم مخاطب را جذب کنیم. در شبکه های مجازی و صفحات شخصی هم سعی من بر این است که مخاطب بلافاصله مطلب را بگیرد و نهایت تاثیر را بگذارم. البته اصل مطلب در این زمینه تمرین بسیار زیاد است، چون مشق نوشتن با قلم جلی کار راحتی نیست ولی با دانستن تکنیک های خاص می توان آثار زیبایی را خلق کرد.»

از آن جایی که استاد گنجی، در رشته نقاشیخط هم دارای مرتبه بالایی هستند، از محضرشان خواستیم تا تعریفی از نقاشیخط هم ارائه دهند که گفتند: «اساسا من اعتقاد دارم که خوشنویسی و نقاشیخط ارتباطی با یکدیگر ندارند و مقایسه کردن این دو باهم کار بیهوده ای است. ما در نقاشیخط معتقد نیستیم که کار نقاشی و خط انجام می دهیم. در جهان مفاهیم طراحی و نقاشی وجود دارد و حتی به خوشنویسی و کالیگرافی هم با مفهوم طراحی نگاه می شود. من معتقد هستم که نقاشیخط، نقاشی و یا طراحی هست که شما در آن از عامل خط استفاده می کنید. اگر عامل رنگ در آن تعیین کننده باشد نقاشی محسوب می شود، و اگر عامل رنگ در آن زیاد دخیل نباشد، طراحی است. گاهی با خود فکر می کنم که آیا نقاشیخطی که من کار می کنم، رضایت مرا در پی دارد؟ جواب خیر است! چرا که معتقد هستم تا الان نقاشیخطی که کار کردم، امکان تکامل در آن وجود دارد و راه های متعددی پیش روی من قرار دارد. به سبب مشغله های فراوان، وقت انجام بسیاری از ایده ها را نداشتم؛ ولی به شما قول می دهم که کارهای بسیار جدید و هیجان انگیزی از من خواهید دید که فضای ذهنی شما را عوض خواهد کرد و صرفا به سمت مسائل هنری پیش خواهم رفت.»

خطاطی

گنجی در ادامه افزود: «فکر می کنم که از این زمان به بعد نیاز دارم که بیشتر به مسائل هنری توجه کنم. واقعیت این است که در دوره های گذشته بیشتر مخاطب و پس از آن فروش مد نظر من بوده است. چرا که ارتزاق کردن هم بخشی از زندگی محسوب می شود و همه ما ناگزیر هستیم که این مسئله را هم مد نظر قرار دهیم. با این حال در بحث نقاشیخط من با جنبه های مختلفی آشنا هستم، ولی آن چه که مرا راضی نگه می دارد، باید در نقاشی اتفاق بیفتد. یعنی این که اگر ما در بحث نقاشیخط از سواد لازم در طراحی و نقاشی برخوردار نباشیم، به موفقیت دست پیدا نخواهیم کرد. من اصلا به این امر معتقد نیستم که نقاشی خط به عنوان یک کلمه مستقل وجود دارد و اگر هم بخواهیم در این مسیر حرکت کنیم، باید قواعد طراحی و نقاشی را به طور کامل بلد باشم. پس بحث نقاشیخط یک بحث کاملا جدا از خوشنویسی است که نیاز به علم خودش دارد. ما نباید به این موضوع فکر کنیم که چون خوشنویس هستیم می توانیم نقاشیخط را به بهترین شکل ممکن انجام دهیم. یعنی شما باید یک قواعدی را از گذشته بدانید و ذهنیت درستی در باب نقاشی داشته باشید و وارد فضای نقاشیخط شوید.»

از استاد خواستیم تا برایمان بگویند که چه چیزی باعث شده است تا شما در کلاس متفاوتی مشغول به نوشتن شوید و این چالش را برای خودتان انتخاب کنید که ایشان فرمودند: «من در سال سوم دبیرستان نقاشیخط را شروع کردم، و اولین کار من به شیوه اسکراچ برد بود. پس از آن هم در دوره دانشگاه با رنگ گواش کارهای مختلفی انجام می دادیم. در واقع از همان سال های ابتدایی که وارد حوزه هنر شدم، با  نقاشیخط آشنایی دارم و کارهای زیادی در این زمینه انجام داده ام. البته تمام آن کارها با دیدن آثار استاد جلیل رسولی در من به وجود آمد. با توجه به آن که رشته من گرافیک و هنر بود، نمی توانستم نسبت به این آثار بی تفاوت باشم. من چاپ یاد می گرفتم و می خواستم ببینم که برای آن در خوشنویسی چه اتفاقی می افتد، یا به دنبال کاربرد گرافیک در خوشنویسی بودم. به طور کلی هر کاری را که انجام می دادم، به دنبال ارتباط آن با خوشنویسی بودم. می خواهم بگویم که هرچیزی برای من معنی خوشنویسی داشت و از آن ها استفاده زیادی می کردم.»

ایشان در رابطه با آینده خوشنویسی هم این چنین توضیخ می دهند: «ما در بحث خوشنویسی آدم های کهنه ای هستیم و حرف های زیادی برای گفتن داریم و آدم های تاثیرگذاری بودیم؛ ولی در بحث نقاشیخط ما بسیار جوان هستیم. این تصور وجود دارد که نقاشیخط مربوط به 50 – 60 سال اخیر است؛ در حالی که اصلا این طور نیست. این به خاطر نگاه بسیار محدود کسانی است که مطالعات تاریخی در این زمینه ندارند. لازم به ذکر است که 700 سال پیش در گنبد سلطانیه زنجان نقش برجسته هایی از خط کوفی و کوفی بنایی وجود دارد. یا در اصفهان نیز بر روی کاشیکاری های مساجد با رنگ و لعاب نقش هایی ترسیم می شد. اگر شما الان در یک صفحه 50 در 70 یک سری خطوط سفید را با گل و برگ تذهیب کنید، می شود، نقاشیخط ! خب این کاری است که 700 سال پیش ایرانی ها انجام می دادند. در واقع این هنرها از سده های پیش شروع شده و سپس به کاشی کاری رسیده و در عصر جدید با توجه به نیازهایی که وجود دارد مثلا آثار ملک محمد قزوینی که با شکل و فرم دادن به خط نستعلیق نقاشیخط به وجود آورده است. یعنی این نیاز در بشر به وجود آمده که با توجه به اقتضای زمان دست به یک سری حرکاتی می زند و آثاری را خلق می کند، حتی اگر نپخته باشد. با این حساب نقاشیخط از گذشته بوده و در کاشیکاری و کنده کاری ها به وفور اتفاق افتاده و به تدریج و با گذر زمان شکل جدیدی به خودش گرفته است. در معاصرین افرادی آمدند و کارهای جدیدی انجام دادند و شکل و فرم تازه ای خلق کرده مانند استادان تبریزی و پیل آرام و نقاشیخط امروزی را تعریف کرده اند. در حال حاضر می بینیم که در سرتاسر ایران جوانان ما با ایده  های تازه و فهم و درک درست از نقاشی و طراحی، آثار فاخری را خلق می کنند.»

نمونه خط استاد گنجی

استاد گنجی درباره ارتباط خوشنویسی و نقاشیخط هم این گونه توضیح می دهند: «همان طور که گفتم طراحی و نقاشی دو تعریف جدا از هم دارند و هیچ یک از آن ها دیگری را دفع نمی کند. اگر معتقد به این موضوع باشیم خوشنویسی نقاشیخط نیست و نقاشیخط هم خوشنویسی نیست و اگر ما این موضوع را درک بکنیم که می توانیم از حرکات قلم و پیچ و تاب خوشنویسی در کار نقاشی استفاده کنیم و نه آن که بر روی کار نقاشیخط، خط بنویسم، می توانیم گام های موثری برداریم. زمانی که می گویم از برخی از آثار نقاشیخط خودم راضی نیستم به این سبب است که در آن ها کلمه نقش اساسی دارد و برای یک شخص و یا یک سفارش خاصی انجام شده است. زمانی که بخث نقاشی پیش می آید من از آن عوامل بصری خط استفاده می کنم و باید یک فضای نقاشی و طراحی به وجود آورم که اصلا ربطی به خوشنویسی ندارد. ما به وسیله خوشنویسی نقاشی و طراحی به وجود می آوریم، کاری که چینی ها و ژاپنی ها هم انجام دادند.»

این استاد طراز اول خوشنویسی ایران در رابطه با ارزش هنر خوشنویسی در دیگر کشورها هم توضیحاتی ارائه می دهد: «خوشنویسی اگر در آن مفهوم عمیقش که به سمت خلاقیت می رود کار هنری محسوب شود، به همان اندازه به لحاظ تاریخی برای ما یک کار سنتی است و نباید آن را کنار بگذاریم و حتی می توانیم آن را در بازارهای جهانی ارائه کنیم. اگر این طور نبود که موزه های طراز اول دنیا از چلیپاهای میرعماد و میرعلی هروی پر نبود. اصلا ما این طور شنیدیم که بحث نقاشیخط در حراج کریستیز اتفاق افتاده و کارهایی خرید و فروش شده به این خاطر است که آن ها از این مقدمه به چلیپاها و نستعلیق ایرانی می رسند. آن ها به لحاظ ریشه ای متوجه این موضوع هستند که ایرانی ها در این زمینه دارای چه قدرت و چه جایگاهی هستند. به نظر من هیچکسی در هیچ جای دنیا در خوشنویسی مانند ایرانی ها به کمال نرسیده است. به همین خاطر است که می گویم خوشنویسی و نقاشی یکدیگر را نفی نمی کنند.»

خوشنویسی استاد گنجی

آقای گنجی در همین رابطه موضوع جالبی را نقل می کند: «دوستی می گفت که در 20 – 30 سال آینده موضوعی مطرح می شود با عنوان اضمحلال نستعلیق! اصلا نمی شود یک همچین چیزی را با این قدرت، ریشه و تاریخ از بین برد. همچنین جوانان بسیاری عاشقانه در حال یادگیری نستعلیق هستند و نمی توان به این راحتی ها آن را کنار گذاشت. در واقع نستعلیق سنتی است ایرانی که هرگز از بین نمی رود و در تمامی دوران ها مردم از آن لذت می برند و به پیشینه تاریخی خودشان افتخار می کنند. تلاش و بحث و حمله برای اثبات این موضوع که نستعلیق در حال از بین رفتن است، کاری بیهوده محسوب می شود. در کشورهای دیگر که یک کار سنتی خوب و تکامل یافته را انجام می دهند، آیا می خواهند دسته جمعی تلاش می کنند که آن را کنار بگذارند؟ اصلا برای چه باید این کار انجام شود؟ بحث نقاشیخط هم مانند خوشنویسی می تواند تکامل پیدا کند و در مسیر خوبی هم در حال حرکت است.»

از استاد خواستیم تا درباره جایگاه خط تحریری و تاثیر ضرورت آموزش خط تحریری هم توضیحاتی ارائه کنند که ایشان فرمودند: «در رابطه یا جایگاه خط تحریری باید بگویم که من معتقد هستم اگر مردم ایران، بدانند که ظرف 10 الی 15 جلسه دست خطشان از حالت معمولی و نه چندان خوب به خط زیبای نستعلیق تبدیل می شود، مطمئن باشید که اکثرا به یادگیری روی می آورند. مردم ما یک اقبال ویژه راجع به خط آدم ها دارند. همین حالا اگر من بخواهم برای یک نفر نامه ای بنویسم که روی او تاثیر بگذارد، اولین کاری که می کنم این است که دست خط نامه را به شکل شکسته و بسیار ظریف (خط غبار) تحریر می کنم. چرا که فرهنگ ایرانی چنین چیزی را می پذیرد و از آن استقبال می کند. برای مثال شما اگر به بازار و پیش یک فروشنده ابزار آلات بروید و یک متن با دست خط زیبا به ایشان بدهید، او از دست خط شما استقبال خواهد کرد. اصلا انگار در ذات مردم ایران وجود دارد که به دست خط نیکو اهمیت بسیار زیادی بدهند. حتی اگر به فرهنگ ها و کشورهای دیگر هم مراجعه کنید، قطعا همین امر صادق است و مردم به دنبال دست خط خوب و زیبا هستند.»

ایشان در ادامه اضافه کردند: «ایرانی ها به سبب داشتن پیشینیه فرهنگی غنی، به دست خط زیبا علاقه زیادی نشان می دهند و اگر بدانند در ظرف 10 جلسه می توانند به زیبایی بنوبسند، حتما این امر را پیگیری می کنند. مردم ما به این امر اقبال دارند، ولی این که شرایط چقدر اجاره می دهد که دنبال این امر بروند، مسئله ای جداست! در حال حاضر خانواده های زیادی وجود دارند که تلاش می کنند تا فرزندانشان از همان ابتدا با خط خوب و نیکو بنویسند و به این موضوع اهمیت زیادی می دهند. درست برعکس زمان ما، که حتی پدر من هم موافق کلاس خط رفتن من نبود و موانع زیادی بر سر راهم قرار داشت. میزان آدم هایی که در آینده به این موضوع گرایش پیدا می کنند روز به روز در حال افزایش است. به همین خاطر است که می گوییم نستعلیق هیچ گاه از بین نخواهد رفت.»

خوشنویسی علی پنجی

در انتها هم استاد علی گنجی توصیه ای را به هنرجویان و مخاطبان مجموعه خط و قلم در قالب یک خاطره عنوان کردند و گفتند: «من در گذشته در مازندران و شهر ساری جشنواره های مختلفی را با حضور استان های شمالی ایران برگزار می کردم، به همین خاطر استادان طراز اول ایران را همراه با خانواده برای حضور در این جشنواره ها دعوت می کردم. در آن جشنواره ها برای استادان به عنوان هدیه پنج سکه تقاضا می کردم که چهارتا از  آن ها تصویب می شد. ممکن بود بعضی از این استادان در جشنواره حضور پیدا نکنند و معمولا چند سکه باقی می ماند. این سکه ها را به استادانی تقدیم می کردیم که همسرانشان نیز استاد بودند. تمام این کارها را انجام می دادم و حرفی در این رابطه که خودم چه چیزی را از جشنواره بگیرم، نمی زدم و هیچ وقت هم قراردادی میان من و مسئولین نبود. ولی در انتها خودشان تصمیم می گرفتند که به من هم هدیه ای بدهند. من در حدود دو ماه درگیر برگزاری این جشنواره ها می شدم و وقت زیادی برای این مراسم می گذاشتم. به طور کلی می خواهم بگویم که در انجام این کارها هیچ وقت فکر نمی کردم که چه سودی نصیب من می شود، در واقع به فکر سود معنوی بودم تا منفعت مادی. آن چه که برای من اهمیت داشت این بود که من می توانستم سه چهار روز را در کنار بهترین استادان خوشنویسی ایران باشم و همین امر برای من کافی بود. در واقع یکی از خوشی های زندگی من همین حضور در کنار استادان طراز اول بود و به چیز دیگری فکر نمی کردم. هیچ گاه تصور نمی کردم که پس از چند سال بخواهم به تهران بیایم و شرایط طور دیگری رقم بخورد. امروزه ثمره آن جشنواره ها و نمایشگاه ها برای من حضور چند استاد طراز اول خوشنویسی در شهر ساری است که مایه افتخار هستند. همیشه به هنرجویان می گویم زمانی که فکر می کنید، کاری خوب و درست است حتما آن را انجام دهید و به سود آن فکر نکنید.»

 

مطالب اخیر 

اهمیت سیر و تکامل خط و خوشنویسی

مباحث قانونی امضا

تبلور هنر خوشنویسی در سیاه مشق